تشكيل ميدان مغناطيسي بدن:همانگونه كه ميدانيد،در بدن ما ميليونها عصب وجود دارد كه كار انتقال پيام در بدن ما بوسيله تحريك الكتريكي اين عصبها صورت ميگيرد.در اثر شارش بار در اطراف آنها در بدن ما يك ميدان تشكيل ميشود و ميدان بدن ما در اثر فعاليت همزمان ميليونها عصب به وجود ميايد.
امواج مغزي:
دستگاه موجنگار مغز چهار نوع منحني از امواج مغزي را رائه ميدهند كه عبارتند از:آْلفا،بتا،دلتا و تتا.ريتمهاي دلتا كندترين امواج مغزي را با تناوب از 1تا3 دور در ثانيه بوده و اغلب در خواب عميق ظاهر ميشوند.بهنظر ميرسد كه ريتمهاي تتا كه داراي تناوب 4تا7دور درثانيه ميباشند به خلق و خوي بستگي داشته باشد.ريتمهاي آلفا از 8تا 12 دور در ثانيه،در اوقات تفكر،تامل آزاد رخ داده و در صورت تمركز حواس و توجه قطع ميشوند و بالاخره ريتمهاي بتا با تناوب 13الي22 دور در ثانيه،ظاهرا منحصر به نواحي جلوئي مغز،يعني جايي كه فعاليتهاي پيچيده مغزي رخ ميدهد ميباشند.امواج آلفا امواج بيسار مهمي هستند كه بوسيله هانسبرگر آلماني كشف شدند و به گفته وي با نوعي هوشياري و خوداگاهي معطوف به درون ظاهر ميشوند تغييرات فيزيولوژي مهمي در بدن ايجاد ميكنند مثل تمركز و يادگيري.
ميدان مغناطيسي بدن و امواج مغزي در معرض خطر:
حتما تا به حالدر باره خطرات گوشيهاي موبايل يا زندگي در نزديكي نيروگاهاي برق چيزهايي شنيدهايد.بنابر تحقيقات پروفسور لاي امواج مغناطيسي كه از نيروگاهاي برق يا وسايل برقي مثل سشوار و ريشتراش برقي و...ساطع ميشود به دي ان اي سلولهاي مغزي آسيب ميرساند و قابليت ترميم را در آنها از بين ميبرد.ميدانهاي مغناطيسي خارجي علاوه بر آسيب به دي ان اي مغز اثر منفي ديگري به بدن دارند.اين ميدان ها باعث اختلال در ميدان مغناطيسي طبيعي بدن ميشوند.همانطور كه ميدانيد نزديك به 70%از بدن مارا آب فراگرفته و مولكولهاي آب به صورت دوقطبي هستند و زمانيكه ما در معرض يك ميدان مغناطيسي خارجي قرار ميگيريم،اين مولكولها در جهت آن ميدان قرار ميگيرند و اين پديده باعث ميشود نظم ميدان مغناطيسي ما به هم بریزد.علاوه بر عوامل خارجي يكسري عوامل داخلي نيز وجود دارند كه باعث ميشوند اختلال در ميدان بدن ايجاد شود.مهمترين آنها بارهاي الكتريكي هستند كه هنگام شارش بار در عصب در اطراف آن به وجود ميايند و به صورت الكتريسيته ساكن در بافتهاي بدن ذخيره ميشوند و ميداني كه در اطراف اين بارها بوجود ميآيند در ميدان بدن ايجاد خلل ميكنند.اينبارها به خصوص در نقاطي كه تراكم اعصاب بيشتر است ذخيره ميشوند و به دليل اين كه هم تراكم زيادي دارند و هم در نزديكي عصبهاي بيشتر و مهمتري قرار دارند براي بدن به شدت مضر هستند.از جمله اين نقاط ناحيه سر و دستها و قسمت مچ پا به پايين است و در بين اين سه قسمت،سر اهميت ويژهاي دارد چون بارهاي ذخيره شده در آن علاوه بر ايجاد خلل درميدان مغناطيسي مغز باعث اغتشاش در امواج مغزي نيز ميشوند.
به ظاهر ما روزانه تنها دقایقي را در معرض ميدان مغناطيسي هستيم.مثل موبايل يا سشوار و غيره.اما در طول دوران زندگي خود در معرض ميداني بسيار قوي هستيم و آن ميدان مغناطيسي زمين هست.عوامل داخلي اغتشاش در ميدان بدن ما هم فعاليتهاي حياتي و اجتنابناپذيري هستند كه در تمام طول عمر ما در جريان هستند پس چگونه ميتوان باعث خلل اين اثرات سو كه باعث اختلال در بدن ما و بيماريهايي مثل سرطان ميشوند را خنثي كرد؟در اينجاست كه بايد گفت خداوند راه حل تمام اين سوالات را در يك عمل ساده كه امكان آن براي همه افراد وجود دارد و بيش از چند دقيقه هم وقت نميبرد و هيچ ضرري هم ندارد به انسان هديه داده و آن نماز است.
نماز و ميدان مغناطيسي:آنگونه كه از تصاوير به دست آمده از ميدان مغناطيسي زمين پيداست،به طور شگفتانگيزي اگر انسان در هر نقطه از زمين رو به قبله بايستد،ميدان مغناطيسي بدنش بر ميدان مغناطيسي زمين منطبق ميگردد و در مدتي كه در نماز است ميدان بدنش منظم ميشود.یكي از نكات بسيار جالبي كه پروفسوربور به آن دست يافته بود اين بود كه دريافته بود كه در بدن تمام دانشجويان مؤنث ماهي يكبار تغيير ولتاژ شديد ايجاد ميشود و ميدان بدن به منظمترين حالت خود ميرسد و به همين دليل است كه زنان نيازي ندارند در اين مدت نماز بخوانند.
اخيرا هم كشف شده است كه علت اينكه قلب زنان منظمتر و قويتر از مردان ميزند.و دليل آن همين تغيير ولتاژ هست.
نماز و بارهاي الكتريكي:
همانطور كه قبلا اشاره شد بارهاي زائدي كه در اثر تحريكات الكتريكي اعصاب به وجود ميايند هم شبيه ميدان بدن و هم بر امواج مغزي اثر سوء دارند. و اين اثرات در نواحياي كه اعصاب در آن تحرك بيشتري دارند،خطرات جديتري ايجاد ميكنند و بايد هرچه سريعتر از آن نواحي دور شوند.به طرز حيرتآوري ميبينيم كه اين نواحي دقيقا نواحي هستند كه در وضو شسته ميشوند و بنابر تحقيقات صورت گرفته بهترين راه دفع اين بارهاي زائد استفاده از يک ماده رساناست كه سريعترين و ارزانترين و بيضررترين ماده براي اين كار آب است و جالب اينجاست كه آب هرچه خالصتر باشد سريعتر بارهاي ساكن را از بدن ما به اطراف گسيل ميدهد و هيچ مايعي مثل آب خالصي كه در وضو به انسان سفارش شده اين اثر را ندارد.
نماز و امواج مغزي:
با دفع بارهاي زائيد بدند در وضو امواج مغزي در ايدهالترين حالت قرار ميگيرند.علاوه بر آن حالت تمركزي كه در هنگام نماز در انسان به وجود ميآيد،تشعشع امواج آلفا را به اندازه قابل توجهي بالا ميبرد و توانايي مغز را در توليد اين امواج بالا ميبرد.
فایدههای دیگر نماز
برخی از کارشناسان معتقدند نماز خواندن تنها غذای روح انسان نیست , بلکه جسم انسانها را نیز تقویت می کند و آنها را در مبارزه با مشکلات روزمره یاری می دهد . وقتی چشمها در حالت نماز ثابت می ماند جریان فکر هم خود به خود آرام شده و در نتیجه تمرکز فکر افزایش می یابد. ثابت ماندن چشم باعث بهبود ضعف و نواقصی مانند نزدیک بینی می شود و به لحاظ روانی این حالت باعث افزایش مقاومت عصبی فرد شده و بیی خوابی و افکار نا آرام را از انسان دور می کند.
ایستادن در حالت نماز باعث تقویت حالت تعادلی بدن شده و قسمت مرکزی مخچه که محل کنترل اعمال و حرکات ارادی است را تقویت می کند و این عمل باعث می شود فرد با صرف کمترین نیرو و انرژی به انجام صحیح حرکات بعدی بپردازد. نماز قسمت فوقانی بدن را پرورش داده و ستون مهره ها را تقویت کرده و آن را در حالت مستقیم نگاه می دارد. تقویت احشاء و ماهیچه های شکم , حفظ سلامت دستگاه گوارش و رفع یبوست مزمن سوء هاضمه و بی اشتهایی از دیگر خواص نماز خواندن و رکوع در نماز است.
کارشناسان می گویند در حالت رکوع ماهیچه های اطراف ستون مهره ها منبسط می شود که در متعادل و آرام کردن سمپاتیک موثر است.
مدت زمان خواندن ذکر رکوع نیز باعث تقویت عضلات صورت و گردن ساق پا و رانها می شودو به این ترتیب به جریان خون در قسمتهای مختلف بدن سرعت می بخشد.
تنظیم متابولیسم بدن فراهم نمودن زمینه از بین رفتن اکثر بیماری ها از بدن , کمک به افزایش حالت استواری و استحکام مغز و بهبود ناراحتی های تناسلی و نارسایی های تخمدان از دیگر خواص رکوع در نماز است.
سجده نیز ستون مهره های بدن را تقویت کرده و دردهای سیاتیک را آرام می کند.
سجده علاوه بر از بین بردن یبوست و سوء هاضمه ,پرده دیافراگم را تقویت کرده و به دفع مواد زاید بدن به دلیل فشرده شدن منطقه شکمی کمک می کند.
سجده همچنین باعث افزایش جریان خون در سر شده که این امر با تغذیه این غدد باعث حفظ شادابی , زیبایی و طراوت پوست می شود.
حالات سجده به واسطه باز شدن مهره ها از یکدیگر باعث کشیده شدن اعصابی که قسمتهای مختلف بدن را به مغز وصل می کند,شده و این اعصاب را در یک حالت تعادلی قرار می دهد که این عمل برای سلامت انسان بسیار حائز اهمیت است.
سجده باعث آسودگی و آرامش در فرد شده و عصبانیت را تسکین می دهد. استحکام بخشیدن و تقویت عضلات پاها و ران ها , کمک به نفخ معده و روده , بهبود فتق , از خواص نشستن بعد نماز است.
روشن است که نماز فلسفه خاص خود را دارد که معراج به حق است مومن و مایه ی قرب و آن را باید فقط برای خداوند تعالی خواند و نه به انگیزه فواید و آثاری از این دست, ولی آگاهی از این دست نظرات علمی نیز می تواند برای برخی مفید باشد.
باد خورشیدی
دمای ذرات باد خورشیدی در نزدیکیهای زمین چیزی حدود 100000 کلوین است. به این ترتیب ظاهراً زمین در لفافی از ذرات بسیار گداخته، و بسیار رقیق پوشیده شده است.
ویژگیهای باد خورشیدی
باد خورشیدی به طور پیوسته و با سرعت بین 200 تا 900 کیلومتر در ثانیه در فضای میان سیارات میوزد (رقم بین 400 تا 500 کیلومتر در ثانیه را میتوان سرعت متوسط بادهای خورشیدی محسوب داشت) و ذراتی که به وسیله باد خورشیدی حمل میشوند حدود 4 تا 5 روز وقت لازم دارند تا به زمین برسند. باد خورشیدی شامل تعدادی الکترون و پروتون همراه با مقدار کمی یونهای سنگین میباشند. مهمترین ذرات باد خورشیدی در فاصله خورشید تا زمین را ذرات آلفا (هسته هلیوم) تشکیل میدهند که حدود 4 تا 5 درصد مجموع ذرات را به خود اختصاص دادهاند. تراکم متوسط این ذرات چیزی حدود
مای ذرات باد خورشیدی در نزدیکیهای زمین چیزی حدود 100000 کلوین است. با این ترتیب ظاهراً زمین در لفافی از ذرات بسیار گداخته، و بسیار رقیق پوشیده شدهاست. این وضعیت نشان میدهد که خورشید از جرم خود حدود 1000 میلیون کیلوگرم در ثانیه میکاهد و آن را به پدیدهای به نام باد خورشیدی مبدل میسازد. با این روند مدتی معادل
ذراتی از تاج خورشیدی جدا گردیده و از هر سو در فضای بین سیارات به حرکت در میآیند و پدیدهای را به نام «باد خورشیدی» به وجود میآورند.
شفقهای قطبی
شفقهای قطبی یکی از طبیعیترین و زیباترین پدیدههای جو زمین است. پدیده مزبور عبارت از ذرات بارداری هستند که از خورشید به سوی لایههای زیرین جو زمین سرازیر میشوند و روشنیهایی را که کلاً شفقهای قطبی نام دارند پدید میآورند.
شفق قطبی یا نورهای قطبی، به بهترین صورت از حدود عرض جغرافیایی دایرهی اقیانوس منجمد شمالی (یا منجمد جنوبی) دیده میشود. نورهای قطبی درست همانند تابشهای رنگی در آسمان هستند. نورهای قطبی در اثر الکترونهایی که در طول خطوط نیروی میدان مغناطیسی زمین حلقه میزنند، به وجود میآیند. این حلقههای الکترونی وارد جو زمین میشوند و باعث میگردند که گازهای رقیقی که در ارتفاعات بالای جو قرار دارند، همانند نور لامپ فلورسنت بدرخشند.
این الکترونها عمدتاً از خورشید میرسند و تعداد آنها بستگی به فعالیت خود خورشید دارد. وقتی که سطح خورشید خیلی فعال باشد، ما نورهای قطبی بیشتری را مشاهده میکنیم تا زمانی که خورشید آرامتر است.
نور قطبی میتواند شکلهای مختلفی داشته باشد. بعضی وقتها شبیه به پردهی آویزان، یا نورهای متحرک و یا پرتوهای نور است. رنگ آن نیز تغییر میکند ولی بیشتر مواقع دارای سایهی سبز یا صورتی است.
شفقها مانند پردههایی عظیم به طول صدها کیلومتر از نورهای رنگی هستند
در موارد نادر شفق قطبی ممکن است سراسر آسمان مرئی، از افق تا سمت الراس را بپوشاند.
شکل شفق قطبی سخت متاثر از میدان مغناطیسی زمین است، امتداد حرکت ذرات خورشیدی را، در چندین هراز کیلومتر آخر، میدان مغناطیسی زمین هدایت میکند.
دوره تناوب ظهور شفقهای قطبی
مشاهدات چندین ساله آشکار ساختهاند که دورههای مشاهده شفقهای قطبی به طور مرتب در 5/11 سال تکرار میشوند. در طول این مدت، شماره شفقهای قطبی نخست ، سال به سال کاهش مییابد و سپس شروع میکند به زیاد شدن تا مقدار آن در 5/11 سال از نو به ماکزیمم میرسد.
یک پرسش و یک پاسخ
چرا شفقهای قطبی در عرضهای بالا، یعنی در نواحی نزدیک به قطبها مشاهده میشوند؟ در صورتی که میدانیم پرتوهای خورشید تمام سطح زمین را روشن میکنند. پاسخ این پرسش را استرمر (Stermer) ، دانشمند نروژی پیدا کرد. ذرات باردار گسیل شده از خورشید به جو زمین میرسند و به درون میدان مغناطیسی آن نفوذ میکنند. در آنجا نیروی میدان مغناطیسی زمین بر آنها اثر میکند و آنها را از مسیر اولیه خود منحرف میسازد.
استرمر محاسبات ریاضی پیچیدهای انجام داد و مسیر این الکترونها را در میدان مغناطیسی زمین حساب کرد. او نشان داد که ذرات باردار منحرف شده توسط میدان مغناطیسی زمین، به یقین فقط به نواحی قطبی کره زمین وارد میشوند.
شفقهای قطبی تصاویر آیینهای نیستند
در کتابهای عمومی نجومی چنین آمده است که شفقهای قطبی در اطراف هر دو قطب مغناطیسی زمین، تصاویر قرینه آیینهای ایجاد میکننند. اما به نظر میرسد که چنین نیست. گروهی ، با استفاده از فضاپیمای Polar and Image متعلق به ناسا برای نخستین بار، بیضیهای شفق قطبی را در آسمان نیمکره شمالی و جنوبی همزمان تحت نظر گرفتند. این دو حلقه نور، بسیار مشابه بودند اما دوام یکسانی نداشتند. این گروه، این تفاوت را از یک طرف ناشی از انحراف محور مغناطیسی زمین نسبت به جهت باد خورشیدی و از طرف دیگر ناشی از برآمدگیها و فرورفتگیهای میدان مغناطیسی زمین دانستهاند.
شفقهای قطبی در دیگر سیارات
فضاپیماهای ویجر وجود شفقهای مشابهی را در عرضهای 78 تا 80 درجهی شمالی و جنوبی جو مشتری و کیوان نشان میدهند.
اندازه تابناکی شفقهای قطبی را بر حسب واحدی به نام ری لی (Rayleigh) اندازه میگیرند. هر «ری لی» برابر است با صد هزار فوتون بر سانتیمتر مربع در ثانیه. معمولاً شفقهایی با تابناکی هزار «ری لی» مرئی بوده و پدیدهای همیشگی در شبهای آسمان نواحی قطبی به شمار میآید.
بررسیها نشان داده که شفقهای جو مشتری نیرومندتر از شفقهای زمینی هستند و درخشش آنها به 60 هزار ری لی میرسد. و هم چنین درخشندگی شفقهای کیوان به 2000 تا 5000 بالغ میگردد.
طیف رنگهای موجود در شفقهای قطبی
نیتروژن حجم عمدهای از گازهای موجود در جو زمین میباشد. اکسیژن، هیدروژن و هلیوم نیز با درصدهای متفاوتی در جو زمین وجود دارند. علت تغییر رنگ «شفقهای قطبی» بستگی به گازی دارد که ذرات باردار «باد خورشیدی» به آنها برخورد میکنند و آنها را وادار به تابش فوتون میکنند. طبق قوانین فیزیکی برای بر انگیخته شدن یک الکترون در هسته اتم، نیاز به صرف انرژی میباشد. الکترون با گرفتن انرژی برانگیخته میشود و از مداری به مدار بالاتر میرود. در بازگشت از مدار بالاتر به مدار اولیه الکترون انرژیای را که گرفته بود به صورت انرژی تابش بر میگرداند. که طول موج این نور برای هر اتم مقداری منحصر به فرد است، و یکی از راههای تشخیص اتمها به دست آوردن طول موجهای الکترونهای آنها ست وقتی که برانگیخته میشوند. در «شفقهای قطبی» نیز قضیه به همین شکل میباشد. ذرات باردار «باد خورشیدی»، عناصر موجود در جو زمین را برانگیخته میکنند و هر کدام از عناصر بنا به ماهیت خود طول موجی از خود تابش میکنند، که دارای رنگهای مختلفی است.
منبع
باد خورشیدی
دمای ذرات باد خورشیدی در نزدیکیهای زمین چیزی حدود 100000 کلوین است. به این ترتیب ظاهراً زمین در لفافی از ذرات بسیار گداخته، و بسیار رقیق پوشیده شده است.
ویژگیهای باد خورشیدی
باد خورشیدی به طور پیوسته و با سرعت بین 200 تا 900 کیلومتر در ثانیه در فضای میان سیارات میوزد (رقم بین 400 تا 500 کیلومتر در ثانیه را میتوان سرعت متوسط بادهای خورشیدی محسوب داشت) و ذراتی که به وسیله باد خورشیدی حمل میشوند حدود 4 تا 5 روز وقت لازم دارند تا به زمین برسند. باد خورشیدی شامل تعدادی الکترون و پروتون همراه با مقدار کمی یونهای سنگین میباشند. مهمترین ذرات باد خورشیدی در فاصله خورشید تا زمین را ذرات آلفا (هسته هلیوم) تشکیل میدهند که حدود 4 تا 5 درصد مجموع ذرات را به خود اختصاص دادهاند. تراکم متوسط این ذرات چیزی حدود
مای ذرات باد خورشیدی در نزدیکیهای زمین چیزی حدود 100000 کلوین است. با این ترتیب ظاهراً زمین در لفافی از ذرات بسیار گداخته، و بسیار رقیق پوشیده شدهاست. این وضعیت نشان میدهد که خورشید از جرم خود حدود 1000 میلیون کیلوگرم در ثانیه میکاهد و آن را به پدیدهای به نام باد خورشیدی مبدل میسازد. با این روند مدتی معادل
ذراتی از تاج خورشیدی جدا گردیده و از هر سو در فضای بین سیارات به حرکت در میآیند و پدیدهای را به نام «باد خورشیدی» به وجود میآورند.
شفقهای قطبی
شفقهای قطبی یکی از طبیعیترین و زیباترین پدیدههای جو زمین است. پدیده مزبور عبارت از ذرات بارداری هستند که از خورشید به سوی لایههای زیرین جو زمین سرازیر میشوند و روشنیهایی را که کلاً شفقهای قطبی نام دارند پدید میآورند.
شفق قطبی یا نورهای قطبی، به بهترین صورت از حدود عرض جغرافیایی دایرهی اقیانوس منجمد شمالی (یا منجمد جنوبی) دیده میشود. نورهای قطبی درست همانند تابشهای رنگی در آسمان هستند. نورهای قطبی در اثر الکترونهایی که در طول خطوط نیروی میدان مغناطیسی زمین حلقه میزنند، به وجود میآیند. این حلقههای الکترونی وارد جو زمین میشوند و باعث میگردند که گازهای رقیقی که در ارتفاعات بالای جو قرار دارند، همانند نور لامپ فلورسنت بدرخشند.
این الکترونها عمدتاً از خورشید میرسند و تعداد آنها بستگی به فعالیت خود خورشید دارد. وقتی که سطح خورشید خیلی فعال باشد، ما نورهای قطبی بیشتری را مشاهده میکنیم تا زمانی که خورشید آرامتر است.
نور قطبی میتواند شکلهای مختلفی داشته باشد. بعضی وقتها شبیه به پردهی آویزان، یا نورهای متحرک و یا پرتوهای نور است. رنگ آن نیز تغییر میکند ولی بیشتر مواقع دارای سایهی سبز یا صورتی است.
شفقها مانند پردههایی عظیم به طول صدها کیلومتر از نورهای رنگی هستند
در موارد نادر شفق قطبی ممکن است سراسر آسمان مرئی، از افق تا سمت الراس را بپوشاند.
شکل شفق قطبی سخت متاثر از میدان مغناطیسی زمین است، امتداد حرکت ذرات خورشیدی را، در چندین هراز کیلومتر آخر، میدان مغناطیسی زمین هدایت میکند.
دوره تناوب ظهور شفقهای قطبی
مشاهدات چندین ساله آشکار ساختهاند که دورههای مشاهده شفقهای قطبی به طور مرتب در 5/11 سال تکرار میشوند. در طول این مدت، شماره شفقهای قطبی نخست ، سال به سال کاهش مییابد و سپس شروع میکند به زیاد شدن تا مقدار آن در 5/11 سال از نو به ماکزیمم میرسد.
یک پرسش و یک پاسخ
چرا شفقهای قطبی در عرضهای بالا، یعنی در نواحی نزدیک به قطبها مشاهده میشوند؟ در صورتی که میدانیم پرتوهای خورشید تمام سطح زمین را روشن میکنند. پاسخ این پرسش را استرمر (Stermer) ، دانشمند نروژی پیدا کرد. ذرات باردار گسیل شده از خورشید به جو زمین میرسند و به درون میدان مغناطیسی آن نفوذ میکنند. در آنجا نیروی میدان مغناطیسی زمین بر آنها اثر میکند و آنها را از مسیر اولیه خود منحرف میسازد.
استرمر محاسبات ریاضی پیچیدهای انجام داد و مسیر این الکترونها را در میدان مغناطیسی زمین حساب کرد. او نشان داد که ذرات باردار منحرف شده توسط میدان مغناطیسی زمین، به یقین فقط به نواحی قطبی کره زمین وارد میشوند.
شفقهای قطبی تصاویر آیینهای نیستند
در کتابهای عمومی نجومی چنین آمده است که شفقهای قطبی در اطراف هر دو قطب مغناطیسی زمین، تصاویر قرینه آیینهای ایجاد میکننند. اما به نظر میرسد که چنین نیست. گروهی ، با استفاده از فضاپیمای Polar and Image متعلق به ناسا برای نخستین بار، بیضیهای شفق قطبی را در آسمان نیمکره شمالی و جنوبی همزمان تحت نظر گرفتند. این دو حلقه نور، بسیار مشابه بودند اما دوام یکسانی نداشتند. این گروه، این تفاوت را از یک طرف ناشی از انحراف محور مغناطیسی زمین نسبت به جهت باد خورشیدی و از طرف دیگر ناشی از برآمدگیها و فرورفتگیهای میدان مغناطیسی زمین دانستهاند.
شفقهای قطبی در دیگر سیارات
فضاپیماهای ویجر وجود شفقهای مشابهی را در عرضهای 78 تا 80 درجهی شمالی و جنوبی جو مشتری و کیوان نشان میدهند.
اندازه تابناکی شفقهای قطبی را بر حسب واحدی به نام ری لی (Rayleigh) اندازه میگیرند. هر «ری لی» برابر است با صد هزار فوتون بر سانتیمتر مربع در ثانیه. معمولاً شفقهایی با تابناکی هزار «ری لی» مرئی بوده و پدیدهای همیشگی در شبهای آسمان نواحی قطبی به شمار میآید.
بررسیها نشان داده که شفقهای جو مشتری نیرومندتر از شفقهای زمینی هستند و درخشش آنها به 60 هزار ری لی میرسد. و هم چنین درخشندگی شفقهای کیوان به 2000 تا 5000 بالغ میگردد.
طیف رنگهای موجود در شفقهای قطبی
نیتروژن حجم عمدهای از گازهای موجود در جو زمین میباشد. اکسیژن، هیدروژن و هلیوم نیز با درصدهای متفاوتی در جو زمین وجود دارند. علت تغییر رنگ «شفقهای قطبی» بستگی به گازی دارد که ذرات باردار «باد خورشیدی» به آنها برخورد میکنند و آنها را وادار به تابش فوتون میکنند. طبق قوانین فیزیکی برای بر انگیخته شدن یک الکترون در هسته اتم، نیاز به صرف انرژی میباشد. الکترون با گرفتن انرژی برانگیخته میشود و از مداری به مدار بالاتر میرود. در بازگشت از مدار بالاتر به مدار اولیه الکترون انرژیای را که گرفته بود به صورت انرژی تابش بر میگرداند. که طول موج این نور برای هر اتم مقداری منحصر به فرد است، و یکی از راههای تشخیص اتمها به دست آوردن طول موجهای الکترونهای آنها ست وقتی که برانگیخته میشوند. در «شفقهای قطبی» نیز قضیه به همین شکل میباشد. ذرات باردار «باد خورشیدی»، عناصر موجود در جو زمین را برانگیخته میکنند و هر کدام از عناصر بنا به ماهیت خود طول موجی از خود تابش میکنند، که دارای رنگهای مختلفی است.
منبع
استاد دكتر سيدمحمود حسابي در سال ۱۲۸۱ (هـ. ش) از پدر و مادر تفرشي، در تهران زاده شد. پس از سپري كردن چهار سال از دوران كودكي در تهران، به همراه خانواده (پدر، مادر و برادر) عازم شامات شدند. در هفت سالگي، تحصيلات ابتدايي خود را در بيروت، با تنگدستي و مرارت هاي دور از وطن در مدرسه كشيش هاي فرانسوي، آغاز كرد و همزمان توسط مادر فداكار، متدين و فاضله خود (خانم گوهرشاد حسابي) تحت آموزش تعليمات مذهبي و ادبيات فارسي قرار گرفت. استاد، قرآن كريم را حفظ و به آن اعتقادي ژرف داشت. ديوان حافظ را نيز از بر داشته و به بوستان و گلستان سعدي، شاهنامه فردوسي، مثنوي مولوي و منشأت قائم مقام، اشراف كامل داشت.
شروع تحصيلات متوسطه ايشان، مصادف با آغاز جنگ جهاني اول و تعطيلي مدارس فرانسوي زبان بيروت بود. از اين رو پس از دو سال تحصيل در منزل، براي ادامه تحصيل به كالج آمريكايي بيروت رفت و در سن هفده سالگي ليسانس ادبيات، در نوزده سالگي ليسانس بيولوژي و پس از آن مدرك مهندسي راه و ساختمان را اخذ كرد. در آن زمان، با نقشه كشي و راهسازي به امرار معاش خانواده كمك مي كرد. استاد همچنين در رشته هاي پزشكي، رياضيات و ستاره شناسي به تحصيلات آكادميك پرداخت. شركت راهسازي فرانسوي كه ايشان در آن مشغول به كار بود، به پاس قدرداني از زحماتش، استاد را براي ادامه تحصيل به كشور فرانسه اعزام كرد و بدين ترتيب در سال ۱۹۲۴ به مدرسه عالي برق پاريس وارد و در سال ۱۹۲۵ فارغ التحصيل شد. همزمان با تحصيل در رشته معدن، در راه آهن برقي فرانسه مشغول به كار شد و پس از پايان تحصيل در اين رشته كار خود را در معادن آهن شمال فرانسه و معادن زغال سنگ ايالت «سار» آغاز كرد. سپس به دليل وجود روحيه علمي، به تحصيل و تحقيق در دانشگاه سوربن، در رشته فيزيك پرداخت و در سال ۱۹۲۶ در سن بيست و پنج سالگي دانشنامه دكتراي فيزيك خود را، با ارائه رساله اي تحت عنوان «حساسيت سلول هاي فتوالكتريك» با درجه عالي از بزرگ ترين دانشمند روز جهان، پروفسور فابري دريافت كرد. استاد، با شعر و موسيقي سنتي ايران و موسيقي كلاسيك غرب به خوبي آشنا بود و در نواختن ني، ويولن و پيانو تبحر داشت. فعاليت در سه نسل كاري و آموزش ۶ نسل استاد و دانشجو، از خدمات ارزنده پروفسور حسابي به شمار مي رود و در همين راستا ايشان در سال ۱۳۵۰ به عنوان استاد ممتاز دانشگاه تهران شناخته شدند.
استاد به چهار زبان زنده دنيا فرانسه، انگليسي، آلماني و عربي مسلط بودند و به زبان هاي سانسكريت، لاتين، يوناني، پهلوي، لاتين، يوناني، اوستايي، تركي، ايتاليايي و روسي اشراف داشتند و زبان هاي باستاني را در تحقيقات خود به خصوص در امر واژه گزيني فارسي در برابر لغات بيگانه به كار مي بردند.
پروفسور حسابي، به ايران، فرهنگ و ادب، اعتقادات سنتي و مذهبي اين سرزمين عشق مي ورزيد و گذشته از سفر به كشورهاي مختلف جهان، به سراسر ايران سفر كرده بود، و از سفرهاي پربار داخلي و خارجي خويش، يادداشت ها و سفرنامه هاي بسياري به جاي نهاد.
در زمينه تحقيق علمي: ۲۵ مقاله، رساله و كتاب از ايشان به چاپ رسيده است. «تئوري بي نهايت بودن ذرات» استاد، در ميان دانشمندان و فيزيكدانان شناخته شده است. نشان «اوفيسيه دولالژيون دونور» و همچنين نشان «كوماندور دولالژيون دونور» بزرگ ترين نشان هاي كشور فرانسه به همين مناسبت به ايشان اهدا شده است. استاد تنها دانشجوي ايراني اينشتين بوده و در طول زندگي، با دانشمندان تراز اول جهان نظير: شرودينگر، بورن، فرمي، ديراك، بوهر و... و با فلاسفه و ادبايي همچون، آندره ژيد، برتراند راسل و... تبادل نظر داشت. ايشان در سال ۱۹۹۰ از سوي جامعه جهاني به عنوان «مرد اول علمي جهان» برگزيده شد و در كنگره شصت سال فيزيك ايران كه در سال ۱۳۶۶ برگزار شد به عنوان پدر علم فيزيك و مهندسي نوين ايران ملقب گرديد. پروفسور حسابي در ۱۲ شهريور ۱۳۶۱ در بيمارستان دانشگاه ژنو، به هنگام معالجه قلبي بدرود حيات گفت. مقبره استاد، بنا به خواسته ايشان در زادگاه خانوادگي، در شهر دانشگاهي تفرش قرار دارد .
متن دوم و کامل :
سید محمود حسابی دانشمند و از جمله نخستين فيزيک پيشگان ايرانی دوران معاصر است.
سید محمود حسابی در سال 1281 (ه.ش), از پدر و مادری تفرشی (سيد عباس و گوهرشاد حسابي) در تهران زاده شد. پس از سپری كردن چهار سال از دوران کودکی در تهران, به همراه خانواده (پدر, مادر, برادر) عازم شامات شد. در هفت سالگی تحصیلات ابتدایی خود را در بیروت, با تنگدستی و مرارتهای دور از وطن در مدرسه کشیشهای فرانسوی آغاز کرد و همزمان, توسط مادر فداکار, متدین و فاضله خود (خانم گوهرشاد حسابی) , تحت آموزش تعلیمات مذهبی و ادبیات فارسی قرار گرفت. قرآن کریم را حفظ و به آن اعتقادی ژرف داشت. دیوان حافظ را نیز از برداشته و به بوستان و گلستان سعدی, شاهنامه فردوسی, مثنوی مولوی, منشات قائم مقام اشراف کامل داشت.
تحصیلات :
شروع تحصیلات متوسطهاش مصادف با آغاز جنگ جهانی اول, و تعطیلی مدارس فرانسوی زبان بیروت بود. از این رو, پس از دو سال تحصیل در منزل برای ادامه به کالج آمریکایی بیروت رفت و در سن هفده سالگی لیسانس ادبیات, در سن نوزده سالگی, لیسانس بیولوژی و پس از آن مدرک مهندسی راه و ساختمان را اخذ نمود. در آن زمان با نقشه کشی و راهسازی, به امرار معاش خانواده کمک میکرد. همچنین در رشتههای پزشکی, ریاضیات و ستاره شناسی به تحصیلات آکادمیک پرداخت.
شرکت راهسازی فرانسوی که او در آن مشغول به کار بود, به پاس قدردانی از زحماتش, وي را برای ادامه تحصیل به فرانسه اعزام کرد و بدین ترتیب در سال1924 (م) به مدرسه عالی برق پاریس وارد و در سال 1925 (م) فارغ التحصیل شد. همزمان با تحصیل در رشته معدن, در راه آهن برقی فرانسه مشغول به کار گردید و پس از پایان تحصیل در این رشته کار خود را در معادن آهن شمال فرانسه و معادن زغال سنگ ایالت «سار» آغاز کرد. سپس به دلیل وجود روحیه علمی, به تحصیل و تحقیق, در دانشگاه سوربن, در رشته فیزیک پرداخت و در سال 1927 (م) در سن بیست و پنج سالگی دانشنامه دکترای فیزیک خود را , با ارائه رسالهای تحت عنوان «حساسیت سلولهای فتوالکتریک», با درجه عالی دریافت کرد.
حسابی با شعر و موسیقی سنتی ایران و موسیقی کلاسیک غرب به خوبی آشنایی داشت و در چند رشته ورزشی موفقیتهایی کسب كرد که از آن میان میتوان به دیپلم نجات غریق در رشته شنا اشاره نمود.
پروفسور حسابی به دلیل عشق به میهن و با وجود امکان ادامه تحقیقات در خارج از کشور به ایران بازگشت و با ایمان و تعهد, به خدمتی خستگی ناپذیر پرداخت تا جوانان ایرانی را با علوم نوین آشنا سازد. پایه گذاری علوم نوین و تاسیس دارالمعلمین و دانشسرای عالی, دانشکدههای فنی و علوم دانشگاه تهران, نگارش دهها کتاب و جزوه و راه اندازی و پایه گذاری فیزیک و مهندسی نوین, وی را به نام پدر علم فیزیک و مهندسی نوین ایران در کشور معروف کرد. حدود هفتاد سال خدمت علمی او در گسترش علوم روز و واژه گزینی علمی در برابر هجوم لغات خارجی و نیز پایه گذاری مراکز آموزشی, پژوهشی, تخصصی, علمی و ..., از جمله اقداماتی ارزشمند به شمار میرود که برای نمونه به مواردی اشاره میکنیم:
درگذشت :
پروفسور حسابي در 12 شهريور سال 1371 هجري شمسي در بيمارستان دانشگاه ژنو به هنگام معالجه قلبي، بدرود حيات گفتند ، مقبره ايشان در شهر تفرش قرار دارد .

ارشمیدس دانشمند و ریاضیدان یونانی در سال 212 قبل از میلاد در شهر سیراکوز یونان چشم به جهان گشود و در جوانی برای آموختن دانش به اسکندریه رفت. بیشتر دوران زندگیش را در زادگاهش گذرانید و با فرمانروای این شهر دوستی نزدیک داشت. در اینجا سخن از معروفترین استحمامی است که یک انسان در تاریخ بشریت انجام داده است. در داستانها چنین آمده است که بیش از 2000 سال پیش در شهر سیراکوز پایتخت ایالت یونانی سیسیل آن زمان ارشمیدس مکانیک دان و ریاضیدان و مشاور دربار پادشاه یمرون یکی از معروفترین کشفهای خود را در خزینه حمام انجام داد.
کشفی در حمام
روزی که او در حمامی عمومی به داخل خزینه پا نهاد و در آن نشست و حین این کار بالا آمدن آب خزینه را مشاهده کرده ، ناگهان فکری به مغزش خطور کرد. او بلافاصله لنگی را به دور خود پیچید و با این شکل و شمایل به سمت خانه روان شد و مرتب فریاد میزد یافتم، یافتم. او چه چیزی را یافته بود؟ پادشاه به او مأموریت داده بود راز جواهر ساز خیانتکار دربار را کشف و او را رسوا کند. شاه هیرون بر کار جواهر ساز شک کرده بود و چنین میپنداشت که او بخشی از طلایی را که برای ساختن تاج شاهی به وی داده بود برای خود برداشته و باقی آن را با فلز نقره که بسیار ارزانتر بود مخلوط کرده و تاج را ساخته است.
هر چند ارشمیدس میدانست که فلزات گوناگون وزن مخصوص متفاوت دارند، ولی او تا آن لحظه اینطور فکر میکرد که مجبور است تاج شاهی را ذوب کند، آنرا به صورت شمش طلا قالب ریزی کند تا بتواند وزن آن را با شمش طلای نابی به همان اندازه مقایسه کند. اما در این روش تاج شاهی از بین میرفت، پس او مجبور بود راه دیگری برای این کار بیابد. در آن روز که در خزینه حمام نشسته بود دید که آب خزینه بالاتر آمد و بلافاصله تشخیص داد که بدن او میزان معینی از آب را در خزینه حمام پس زده و جابجا کرده است.
آزمایش و اثبات ناخالصی تاج شاهی ,کشفی از رازهای طبیعت
او با عجله و سراسیمه به خانه بازگشت و شروع به آزمایش عملی این یافته کرد. او چنین اندیشید که اجسام هم اندازه ، مقار آب یکسانی را جابجا میکنند، ولی اگر از نظر وزنی به موضوع